لغت نامه دهخدا
غنظیان. [ غ ِ ] ( ع ص ) مرد فاحش پلیدزبان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): رجل غنظیان؛ای فاحش بذی. ( قطر المحیط ). || آنکه مردم را مسخره کند. مؤنث آن غنظیانة. ( اقرب الموارد ).
غنظیان. [ غ ِ ] ( ع ص ) مرد فاحش پلیدزبان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): رجل غنظیان؛ای فاحش بذی. ( قطر المحیط ). || آنکه مردم را مسخره کند. مؤنث آن غنظیانة. ( اقرب الموارد ).