غلوکننده
مترادفها
مبالغه کننده، اغراق کننده
متضادها
سادهگو، میانه رو
لغت نامه دهخدا
غلوکننده. [ غ ُ ل ُوو ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) از حد گذرنده. غالی. رجوع به غُلُوّ شود.
مبالغه کننده، اغراق کننده
سادهگو، میانه رو
غلوکننده. [ غ ُ ل ُوو ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) از حد گذرنده. غالی. رجوع به غُلُوّ شود.