غضبانه
مترادفها
خشمگینانه، عصبانی
متضادها
آرام، خشنود، شاد
لغت نامه دهخدا
( غضبانة ) غضبانة. [ غ َن َ ] ( ع ص ) مؤنث غضبان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). زن خشمناک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غضبان شود.
خشمگینانه، عصبانی
آرام، خشنود، شاد
( غضبانة ) غضبانة. [ غ َن َ ] ( ع ص ) مؤنث غضبان. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). زن خشمناک. ( ناظم الاطباء ). رجوع به غضبان شود.