لغت نامه دهخدا
غسیس. [ غ َ ] ( ع اِ ) خرمای تر تباه شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رطب تباه و زبون. الرطب الفاسد. ج، غُسُس. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).
غسیس. [ غ َ ] ( ع اِ ) خرمای تر تباه شده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رطب تباه و زبون. الرطب الفاسد. ج، غُسُس. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ).