غرث

لغت نامه دهخدا

غرث. [ غ َ رَ ] ( ع مص ) گرسنه گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). گرسنه شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مصادر زوزنی ). گرسنگی. ( غیاث اللغات ) ( دهار ). جوع.
غرث. [ غ َ رِ ] ( ع ص ) گرسنه. جائع. ( اللسان از ذیل اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

گرسنه جائع

تورمالین یعنی چه؟
تورمالین یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز