غاژدن تصویر معنی غاژدن لغت نامه دهخدا غاژدن.[ دَ ] ( مص ) پنبه یا پشم زدن. نفش. حلاجی. غاژیدن. فرهنگ معین (دَ ) (مص م. ) نک غاز کردن. ویکی واژه نک غاز کردن. کلمات مرتبط پنبه زدن شیدن غاژیدگی اشپوختن اجتزاز گزارش محتوای نامناسب