غافل گردانیدن
مترادفها
غافلگیر کردن، غافل کردن
متضادها
آگاه کردن، مطلع کردن
لغت نامه دهخدا
غافل گردانیدن. [ ف ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) اِغفال. اِذهال.
غافلگیر کردن، غافل کردن
آگاه کردن، مطلع کردن
غافل گردانیدن. [ ف ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) اِغفال. اِذهال.