کلمه «غابک» واژهای است که از «غاب» گرفته شده و به صورت مصغر آن به کار میرود. «غاب» در اصل به معنای استخوان برجستهای در دو طرف مچ پا است که به آن قاپ یا قوزک پا نیز گفته میشود. بنابراین «غابک» به همان استخوان کوچک و برجسته مچ پا اشاره دارد. این واژه بیشتر در زبان محاوره و گفتار عامیانه به کار میرود. در میان مردم گاهی گفته میشود «غابکش بیرون آمده بود» که منظور این است که شخص بسیار لاغر بوده و استخوان قوزک پای او به وضوح دیده میشده است. به همین دلیل این واژه بیشتر برای توصیف ظاهر بدن و برجستگی استخوان مچ پا استفاده میشود. در برخی مناطق این کلمه در گفتار روزمره برای بیان لاغری زیاد نیز به کار میرود. کاربرد آن بیشتر در زبان عامیانه و محلی دیده میشود و در متون رسمی کمتر استفاده میگردد. در مجموع، «غابک» به استخوان برجسته مچ پا گفته میشود که در حالت لاغری بدن بیشتر نمایان میشود.
غابک
لغت نامه دهخدا
غابک. [ ب َ ] ( اِ مصغر ) مصغر غاب، بمعنی بجول. در تداول عوام گویند: غابکش بیرون آمده بود؛ سخت لاغر بود.