غائم کردن
متضادها
صاف کردن، روشن کردن
لغت نامه دهخدا
غائم کردن. [ ءِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) در تداول عوام، پنهان کردن. قایم کردن.
فرهنگ فارسی
در تداول عوام پنهان کردن.
صاف کردن، روشن کردن
غائم کردن. [ ءِ ک َ دَ ]( مص مرکب ) در تداول عوام، پنهان کردن. قایم کردن.
در تداول عوام پنهان کردن.