عیصان

لغت نامه دهخدا

عیصان. ( ع اِ ) ج ِ عیص. رجوع به عیص ( ع اِ ) شود.
عیصان. ( اِخ )کانی از کانهای عرب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). از معادن بنی نمیربن کعب، در نزدیکی اُضاخ البُرم است، و درآنجا مردمی از بنی حنیفه ساکنند. و گویند آنجا ناحیه ای است در فاصله پنج روزی حجر، از اعمال یمامة، که در آن معدنی است ازآن ِ بنی نمیر. ( از معجم البلدان ).