عوازب

مترادف‌ها

کمبودها، فقدان‌ها

متضادها

موجود، مکتفی، کامل

لغت نامه دهخدا

عوازب. [ ع َ زِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عازب. ( اقرب الموارد ). رجوع به عازب شود.
- عوازب الاطهار؛ زنان باشوی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط