عواجم
لغت نامه دهخدا
عواجم. [ ع َ ج ِ ] ( ع اِ ) دندانها، و مفرد آن عاجمة باشد. ( از اقرب الموارد ). رجوع به عاجمة شود.
جمله سازی با عواجم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون تاریخی مربوط به دوران فتوحات، واژه عواجم معمولاً برای اشاره به اقوام غیرعربی که با زبانهای متفاوت سخن میگفتند به کار میرفت.
💡 نویسندگان کلاسیک برای توصیف فرهنگها و آداب و رسوم اقوام عواجم، از دقت بسیار بالایی در انتخاب واژگان و توصیفات استفاده میکردند.
💡 بررسی زبانشناسی اقوام عواجم در دوران باستان، به دانشمندان کمک میکند تا ریشههای زبانی و مهاجرتهای بزرگ انسانی را بهتر درک کنند.