عواجز

مترادف‌ها

پیران، زنان سالخورده

متضادها

جوانان

لغت نامه دهخدا

عواجز. [ ع َ ج ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عاجز. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به عاجز شود.

فرهنگ فارسی

جمع عاجز

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران