عنجج

لغت نامه دهخدا

عنجج. [ ع َ ج َ ] ( ع ص ) بزرگ و کلان. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). عظیم. ( اقرب الموارد ).
عنجج. [ ع ُ ج ُ ] ( ع اِ ) ریحان دشتی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). ضیمران که از ریاحین است. ( از اقرب الموارد ).

اولدوز یعنی چه؟
اولدوز یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز