عملیق تصویر معنی عملیق لغت نامه دهخدا عملیق. [ ع ِ ] ( اِخ ) ابن لاوذبن ارم. جدّ عمالقه. رجوع به عمالقة شود. کلمات مرتبط عمالقه عملق عملاق بابای عتیق الف لام را اجدهاک صعفوقه گزارش محتوای نامناسب