علاج کننده
مترادفها
درمانگر، معالج، شفا دهنده، مداوا کننده
متضادها
بیمار کننده
فرهنگستان زبان و ادب
{curative} [پزشکی] ویژگی آنچه باعث درمان بیماری یا بهبود آن می شود
جمله سازی با علاج کننده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گیاهدار معتقد است که این نوع گیاه دارویی، یک ماده بسیار قدرتمند و علاج کننده برای بیماریهای گوارشی و مشکلات شدید معده است.
💡 پزشک تأکید کرد که داشتن یک سبک زندگی سالم و ورزش منظم، میتواند به عنوان یک درمان علاج کننده برای بسیاری از بیماریها عمل کند.
💡 در داستانهای قدیمی، همیشه قهرمانی وجود داشت که با استفاده از معجونهای جادویی، یک درمان علاج کننده برای مردم درمانناپذیر پیدا میکرد.