فرهنگ معین
(عَ ) [ ع. عشواء ] (ص. ) مؤنث اعشی. ۱ - شب کور. ۲ - ماده شتری که جلوی خود را نبیند.
(عَ ) [ ع. عشواء ] (ص. ) مؤنث اعشی. ۱ - شب کور. ۲ - ماده شتری که جلوی خود را نبیند.
شبکور.
( صفت ) مونث اعشی ۱ - شب کور. ۲ - ضعیف چشم. ۳ - ماده شتری که جلو خود را نبیند و دست بر هر چیزی گذارد. ۴ - ( اسم ) نوعی خرما.
عشواء
مؤنث اعشی.
شب کور.
ماده شتری که جلوی خود را نبیند.