عجیز

متضادها

قوی، توانمند، مقتدر

لغت نامه دهخدا

عجیز. [ ع َ ] ( ع ص ) نامرد که بر زن قادر نشود. ( از منتهی الارب ). || ( اِ ) سرین. ( از منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

نامرد که بر زن قادر نشود سرین

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران