عبقره

مترادف‌ها

نبوغ، هوش، استعداد

متضادها

احمق، نادان، کودن

لغت نامه دهخدا

( عبقرة ) عبقرة. [ ع َ ق َ رَ ] ( ع ص ) زن پرگوشت نازک حسینه. ( منتهی الارب ). التارّة الجمیله. ( اقرب الموارد ). || ( مص ) درخشیدن سراب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران