عارد تصویر معنی عارد مترادفها پدیدآمده، حادث متضادها ثابت، پابرجا لغت نامه دهخدا عارد. [ رِ ] ( ع ص ) برآینده. || کنار و یکسو شونده. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط منتتر مهتمش معتنز گوشه و کنار طرفا طرف متناثل راکدات