عائن
مترادفها
چشمزن
لغت نامه دهخدا
عائن. [ ءِ ] ( ع ص ) چشم کننده. || ( اِ ) آب روان. یقال: شرب من عائن؛ ای من ماء سائل. || ما بها عائن؛ أی احد. ( منتهی الارب ). یعنی هیچکس بدینجا نیست.
فرهنگ فارسی
چشم کننده
جمله سازی با عائن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در باورهای عامیانه و برخی سنتهای قدیمی، مردم معتقد بودند که یک عائن میتواند با نگاهی حسودانه، باعث بروز مشکلات و بیماریهای ناگهانی شود.
💡 برای محافظت از فرزندان در برابر نگاههای بدخواهانه، بسیاری از خانوادهها از دعاها و اذکار خاصی برای دوری از اثرات مخرب عائن استفاده میکنند.
💡 برخی از متخصصان علوم اجتماعی معتقدند که اعتقاد به وجود عائن، بخشی از ساختار روانی و فرهنگی جوامع سنتی برای توجیه اتفاقات غیرمنتظره است.