لغت نامه دهخدا
عائن. [ ءِ ] ( ع ص ) چشم کننده. || ( اِ ) آب روان. یقال: شرب من عائن؛ ای من ماء سائل. || ما بها عائن؛ أی احد. ( منتهی الارب ). یعنی هیچکس بدینجا نیست.
عائن. [ ءِ ] ( ع ص ) چشم کننده. || ( اِ ) آب روان. یقال: شرب من عائن؛ ای من ماء سائل. || ما بها عائن؛ أی احد. ( منتهی الارب ). یعنی هیچکس بدینجا نیست.
چشم کننده