عائم

مترادف‌ها

شناور، معلق

متضادها

غرق، ته‎‌نشین

لغت نامه دهخدا

عائم. [ ءِ ] ( اِخ ) بتی است. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با عائم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آزمایش‌های مربوط به فیزیک مایعات، بررسی می‌کنیم که چگونه یک جسم عائم بر روی سطح آب با توجه به چگالی خود در تعادل قرار می‌گیرد.

💡 کشتی‌های عظیم و غول‌پیکر که در اقیانوس‌های پهناور حرکت می‌کنند، نمونه‌ای بسیار بارز از یک جسم عائم با حجم بسیار بالا و وزن بسیار زیاد هستند.

💡 مشاهده حرکت یک موجود عائم در اعماق تاریک دریا، می‌تواند اطلاعات بسیار ارزشمندی را برای دانشمندان علوم دریایی درباره زیست‌شناسی آبزیان فراهم آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران