ظوف تصویر معنی ظوف لغت نامه دهخدا ظوف. ( ع اِ ) اخذه بظوف رقبته و بظاف رقبته؛ گرفت آن را همه یعنی به پوست گردن وی. || ترکته بظوفها و بظافها؛ گذاشتم آن را تنها. کلمات مرتبط زابر حزامیر حزمور بصاء ظری