این کلمه یک واژه عربی قدیمی است که در متون لغوی برای بیان چند معنا به کار رفته و بسته به سیاق جمله مفهوم متفاوتی پیدا میکند. یکی از معانی اصلی آن به فردی فقیر، درویش و تهیدست اشاره دارد که از نظر ظاهری آشفته و از نظر زندگی در سختی و تنگدستی به سر میبرد و به همین دلیل در برخی منابع از آن به عنوان «درویش بدخوی و زشتحال» نیز یاد شده است. در این کاربرد، طملال بیشتر حالتی از فقر شدید همراه با ظاهر نامناسب و وضعیت دشوار زندگی را نشان میدهد. در معنای دیگر، این واژه برای توصیف گرگی تیرهرنگ و پنهانطبیعت به کار رفته است که به دلیل ویژگیهای ظاهری و رفتاری خاص خود از دیگر حیوانات متمایز میشود. این کاربرد نشان میدهد که واژه در حوزه توصیف حیوانات نیز وارد شده و صرفاً محدود به انسان نیست. در برخی متون تاریخی و لغوی، «طملال» همچنین به عنوان نام یک اسب از قبیله بنیحارث بن ثعلبه ذکر شده است که نشاندهنده کاربرد اسمی این واژه در منابع کهن است. این تنوع معنایی بیانگر آن است که واژه در زبان عربی قدیم دارای کاربردهای گوناگون و وابسته به زمینه بوده است. در مجموع، طملال هم برای توصیف انسان فقیر و درویش، هم برای اشاره به گرگ تیرهرنگ و هم به عنوان نام خاص یک اسب به کار رفته است. این واژه امروزه کاربرد رایج ندارد و بیشتر در متون لغوی و ادبیات کهن دیده میشود.
طملال
لغت نامه دهخدا
طملال. [ طِ ]( ع ص، اِ ) درویش بدخوی زشت حال و تنگ زیست. درویش برهنه. || گرگ تیره رنگ نهان ذات. || ( اِخ ) اسبی مر بنی حارث بن ثعلبه را. ( منتهی الارب ).