طبلچی

مترادف‌ها

کوبه‌زن، نوازنده طبل

لغت نامه دهخدا

طبلچی. [ طَ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) دُهُل زن. طبال.

جمله سازی با طبلچی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در جشن‌های سنتی و مراسم‌های مختلف، طبلچی با ضرب‌آهنگ‌های پرشور خود، هیجان و شادی را به دل تمام حاضران در آن محفل می‌آورد.

💡 آن طبلچی ماهر با مهارت بسیار بالا، توانست با استفاده از ابزار موسیقی خود، توجه همه تماشاگران را در میان جمعیت جلب کند.

💡 در فیلم‌های تاریخی، حضور یک طبلچی در میان سپاهیان، نمادی از آمادگی برای جنگ و ایجاد هیجان در میان سربازان بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران