ضمضمه
مترادفها
دهانشویه، شستوشوی دهان
لغت نامه دهخدا
( ضمضمة ) ضمضمة. [ ض َ ض َ م َ] ( ع مص ) شجاع کردن دل خود را. || گرفتن همه را. || بانگ زدن شیر. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
شجاع کردن دل خود را یا گرفتن همه را.
دهانشویه، شستوشوی دهان
( ضمضمة ) ضمضمة. [ ض َ ض َ م َ] ( ع مص ) شجاع کردن دل خود را. || گرفتن همه را. || بانگ زدن شیر. ( منتهی الارب ).
شجاع کردن دل خود را یا گرفتن همه را.