ضحل

لغت نامه دهخدا

ضحل. [ ض َ ] ( ع مص ) فرورفتن آب: ضَحَل الماء؛ فرورفت آب. || تُنُک گردیدن. || کمیاب شدن. ( منتهی الارب ): ضَحَلَت ِ الغُدرُ؛ کم شد آب آبگیرها. ( منتهی الارب ).
ضحل. [ ض َ ] ( ع ص، اِ ) آب اندک بی عمق. ( منتهی الارب ). آب اندک. ( منتخب اللغات ). ج، اَضحال، ضُحول، ضِحال.

فرهنگ فارسی

آب اندک بی عمق. آب اندک.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز