ضارع

لغت نامه دهخدا

ضارع. [ رِ ] ( ع ص ) فروتن. || خوار. ( منتهی الارب ). || رام. || ضعیف. ( منتهی الارب ). نزار. ( دهار ) ( منتهی الارب ) ( منتخب اللغات ). لاغرجسم. ( منتهی الارب ). سخت لاغر. ( مهذب الاسماء ). || ریزه از هرچیزی. || خردسال ناتوان. ( منتهی الارب ).

صبح یعنی چه؟
صبح یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز