صید گردیدن
مترادفها
شکار شدن، گرفتار شدن
متضادها
گریختن، فرار کردن
لغت نامه دهخدا
صید گردیدن. [ ص َ / ص ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) شکار شدن. شکار گشتن. به دام افتادن:
سعدیا لشکر خوبان بشکار دل ما
گو میاییدکه ما صید فلان گردیدیم.سعدی.
فرهنگ فارسی
شکار شدن