صورتکاری

لغت نامه دهخدا

صورتکاری. [ رَ ] ( حامص مرکب ) تصویرسازی. صورت کشی. نقش کندن بر چنگ و دیگر چیز:
چو شد پرداخته فرهاد را سنگ
ز صورتکاری دیوار آن سنگ.نظامی.

فرهنگ عمید

۱. صورت کشی، تصویرسازی.
۲. نقش کردن صورتی بر سنگ یا چیز دیگر.

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز