صمدجو

لغت نامه دهخدا

صمدجو. [ ص َ م َ ] ( نف مرکب ) جوینده صمد. جوینده خدا. خداپرست. خداطلب:
احدگویان صمدجویان همه زیر زمین رفتند
تو مهرویان مهوش را در این خاک گران بینی.خاقانی.

بارانداز یعنی چه؟
بارانداز یعنی چه؟
سالونیک یعنی چه؟
سالونیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز