صلخی تصویر معنی صلخی مترادفها پوست کندن، سلاخی کردن لغت نامه دهخدا صلخی. [ ص َ خا ] ( ع ص ) ابل صلخی؛ شتران گرگین. ( منتهی الارب ). رجوع به صَلخاء شود. کلمات مرتبط توقیس طنح قتده گزارش محتوای نامناسب