صلاع

لغت نامه دهخدا

صلاع. [ ص ِ ] ( ع اِ ) گرمی آفتاب. ( منتهی الارب ).
صلاع. [ ص ُل ْ لا ] ( ع ص، اِ ) ج ِ صُلاّعة. تیغ پهنا. ( منتهی الارب ). || سنگ پهنا سخت. ( منتهی الارب ). الصخر العریض الشدید. ( اقرب الموارد ). سنگ پهن. ( مهذب الاسماء ).

آب پنیر یعنی چه؟
آب پنیر یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز