صالخ تصویر معنی صالخ لغت نامه دهخدا صالخ. [ ل ِ] ( ع ص ) جرب صالخ؛ گر که پوست برد. ( منتهی الارب ). فرهنگ فارسی جرب صالخ گر که پوست برد کلمات مرتبط لاقس پوست بردن پوست گرفتن متبصل لصغ صارخون گزارش محتوای نامناسب