شیفته گردانیدن

مترادف‌ها

شیفته کردن، مجذوب کردن، مسحور کردن، دلباخته کردن

متضادها

بیزار گردانیدن

لغت نامه دهخدا

شیفته گردانیدن. [ ت َ / ت ِ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) شعف. ( دهار ) ( مجمل اللغة ). تولیه. ( دهار ) ( تاج المصادر بیهقی ). استهامه. شیفته کردن. شیفته ساختن. فریفته و مفتون کردن. ( یادداشت مؤلف ): همگنان را شیفته ولا و فریفته هوای خود گردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ص 34 ). رجوع به شیفته کردن شود.

فرهنگ فارسی

شعف تولید شیفته کردن

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران