شکپا

متضادها

کم‌خور، پرهیزکار

لغت نامه دهخدا

شکپا. [ ش ِ ] ( ص ) ترشرو و مقبوض. ( ناظم الاطباء ). اما این ضبط دگرگون شده سکباست.

جمله سازی با شکپا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن مرد شکپا و قوی‌هیکل، با وجود سن بالا، همچنان با قدرت و انرژی بسیار زیاد در کارهای روزمره و فعالیت‌های بدنی خود شرکت می‌کند.

💡 برای تحمل سختی‌های مسیرهای کوهستانی و دشوار، داشتن بدنی شکپا و استوار که توانایی مقابله با تغییرات محیطی را داشته باشد، بسیار حیاتی است.

💡 او با آن اندام شکپا و ظاهر آراسته، همیشه در مهمانی‌ها و مراسم‌های رسمی توجه همه افراد را به خود جلب می‌کند و بسیار با اعتماد به نفس است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران