شکست برداشتن
مترادفها
شکست خوردن، مغلوب شدن، پیروز نشدن
متضادها
پیروز شدن، برنده شدن
لغت نامه دهخدا
شکست برداشتن. [ ش ِ ک َ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) ترک و شکاف برداشتن بنا و مایل به ویرانی گردیدن. ترک و غاچ برداشتن. آثار ویرانی چون شکاف و خسف در بنایی پدیدار شدن. ( یادداشت مؤلف ).
- شکست برداشتن سقف ( دیوار )؛ ترک برداشتن آن.( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
ترک و شکاف برداشتن بنا و مایل به ویرانی گردیدن آثار ویرانی چون شکاف و خسف در بنایی پدیدار شدن.
جمله سازی با شکست برداشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با وجود تمام تلاشها و استراتژیهای هوشمندانهای که تیم مدیریت به کار گرفت، در نهایت شرکت در برابر رقیب اصلی خود مجبور به شکست برداشتن شد.
💡 هر شکستی در مسیر پیشرفت میتواند فرصتی باشد تا ما اشتباهات گذشته خود را تحلیل کرده و برای پیروزیهای بزرگ آینده با قدرت بیشتری آماده شویم.
💡 ارتش دشمن پس از یک درگیری طولانی و خستگی مفرط در شرایط جنگی بسیار سخت، در نهایت ناچار شد در برابر نیروهای متحد شکست برداشتن را بپذیرد.