شکاردار

مترادف‌ها

شکارچی، صیاد

فرهنگستان زبان و ادب

{game warden} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] کسی که بر اجرای مقررات حفاظت از شکار نظارت دارد

ویکی واژه

کسی که بر اجرای مقررات حفاظت از شکار نظارت دارد.

جمله سازی با شکاردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در اکوسیستم‌های طبیعی، هر حیوان شکاردار نقش بسیار مهمی در تنظیم جمعیت گونه‌های دیگر و حفظ تعادل محیط زیست و زنجیره غذایی ایفا می‌کند.

💡 شکاردار با دقت و تمرکز بسیار زیاد، در میان بوته‌ها کمین کرده بود تا بتواند در لحظه‌ای مناسب، طعمه خود را با سرعت و دقت شکار کند.

💡 در داستان‌های فانتزی و افسانه‌ای، قهرمان داستان اغلب یک شکاردار ماهر است که مهارت‌های خود را برای مقابله با هیولاهای بزرگ و خطرناک به کار می‌گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران