شوصله
مترادفها
منگوله، ریسه
متضادها
جدایی، گسست، انفصال
لغت نامه دهخدا
( شوصلة ) شوصلة. [ ش َ ص َ ل َ ]( ع مص ) خوردن گیاه شاصُلّی ̍ را. ( از منتهی الارب ).
منگوله، ریسه
جدایی، گسست، انفصال
( شوصلة ) شوصلة. [ ش َ ص َ ل َ ]( ع مص ) خوردن گیاه شاصُلّی ̍ را. ( از منتهی الارب ).