شطه

لغت نامه دهخدا

( شطة ) شطة. [ ش َطْ طَ ] ( ع ص ) جاریةشطة؛ دختر راست قامت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
شطة. [ ش ِطْ طَ ] ( ع اِمص ) دوری و بعد. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). دوری. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) نوع. ( اقرب الموارد ).
شطة. [ ش ِطْ طَ ] ( ع مص ) مصدر به معنی شَطّ. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شط شود.
شطه. [ ش َ طَ / طِ ] ( اِ ) یا شته. چیزی مثل پشه که آفت درخت است. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به شته شود.

فرهنگ فارسی

یاشته چیزی مثل پشه که آفت درخت است

جمله سازی با شطه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زیر مشک ما شطه دیبایش بر گل نهاده بنیان سیما را

کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز