شهوتمند
مترادفها
هوسباز، نفسانی، حریص، شهوتران
متضادها
پاکدامن، عفافپیشه، باحیا، زاهد، پارسا
لغت نامه دهخدا
شهوتمند.[ ش َهَْ وَ م َ ] ( ص مرکب ) نزیز؛ خواهان و شهوتمند. ( یادداشت مؤلف ). آرزومند و مشتاق. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نزیز خواهان و شهوتمند آرزومند مشتاق
جمله سازی با شهوتمند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در داستانهای قدیمی همواره به عنوان یک شخصیت بسیار شهوتمند و بیبندوبار توصیف میشد که تمام زندگی خود را صرف لذتهای زودگذر و ناپایدار میکرد.
💡 روانشناسان معتقدند که برخی افراد به دلیل مسائل بیولوژیکی یا تجربیات گذشته، رفتارهای بسیار شهوتمند و کنترلنشدهای از خود نشان میدهند که بر روابط اجتماعیشان اثر میگذارد.
💡 در تحلیلهای ادبی، شخصیتهای شرور اغلب با ویژگیهایی نظیر قدرتطلبی و میل شهوتمند به مال و جاه نمایش داده میشوند تا تضاد اخلاقی داستان مشخص گردد.