شماریده

مترادف‌ها

محاسبه‌شده

متضادها

بی‌شمار

لغت نامه دهخدا

شماریده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) حساب شده. شمارشده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شمرده شود.

جمله سازی با شماریده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او تمام دانه‌های لوبیا را یکی یکی با دقت بسیار زیاد شماریده بود تا مطمئن شود که هیچ‌کدام از آن‌ها در حین جابه‌جایی از دست نرفته‌اند.

💡 کارمند مسئول انبار تمام اقلام دریافتی را با دقت شماریده و در نهایت لیست نهایی را برای مدیر بخش ارسال کرد تا تاییدیه نهایی را دریافت کند.

💡 پس از اینکه تمام ستون‌ها را به دقت شماریده بود، متوجه شد که در محاسبات قبلی یک اشتباه کوچک رخ داده که باعث اختلاف در نتایج شده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران