شماریده
مترادفها
محاسبهشده
متضادها
بیشمار
لغت نامه دهخدا
شماریده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) حساب شده. شمارشده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شمرده شود.
محاسبهشده
بیشمار
شماریده. [ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) حساب شده. شمارشده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به شمرده شود.