شلکا

لغت نامه دهخدا

شلکا. [ ش َ ] ( اِ ) بمعنی شلک است که زالو باشد. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به زلو، زالو و شلک شود.
شلکا. [ ش ِ ] ( اِ ) گل سیاه تیره چسبنده. ( آنندراج ) ( برهان ). بمعنی شلک است. ( فرهنگ جهانگیری ). ظاهراً این کلمه بدین صورت بمعنی شلک با الف اطلاق باشد و از شعر ذیل رودکی به اشتباه افتاده اند. ( یادداشت مؤلف ):
چو پیش آرند کردارت به محشر
فرومانی چو خر در جای شلکا.رودکی ( از انجمن آرا ).|| به زبان اهالی تنکابن، انجیر را گویند و انجیر بری در صحراها پیدا شود که آنرا دیوانجیر گویند و آن سمیت دارد و مهلک است. ( انجمن آرا ) ( برهان ).

فرهنگ عمید

گل سیاه و چسبنده که پا در آن بند شود: چو گرد آرند کردارت به محشر / فرومانی چو خر به میان شلکا (رودکی: ۵۱۹ ).

فرهنگ فارسی

گل سیاه تیره چسبنده به زبان اهالی تنکابن گیلان انجیر را گویند.

گمال یعنی چه؟
گمال یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز