شفا بخشیدن

مترادف‌ها

درمان کردن، مداوا کردن، بهبود بخشیدن، التیام دادن

متضادها

آسیب زدن

لغت نامه دهخدا

شفا بخشیدن. [ ش ِ / ش َ ب َ دَ ] ( مص مرکب ) شفا دادن. بهبود بخشیدن. درمان کردن. ( از یادداشت مؤلف ): باشد که خدای تعالی شفا بخشد. ( گلستان ).

فرهنگ فارسی

شفا دادن بهبود بخشیدن

جمله سازی با شفا بخشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پزشکان امیدوارند که با استفاده از جدیدترین روش‌های درمانی و داروهای پیشرفته، بتوانند به این بیمار بدحال در شفا بخشیدن و بهبود وضعیت او کمک کنند.

💡 بسیاری از مردم بر این باورند که دعا و نیایش‌های قلبی می‌توانند در کنار درمان‌های پزشکی، در شفا بخشیدن به رنج‌های جسمی و روحی انسان‌ها موثر باشند.

💡 طبیعت با تمام قدرت خود، در بسیاری از موارد می‌تواند با آرامش و سکوت، در شفا بخشیدن به زخم‌های عمیق روحی انسان‌ها و بازگرداندن آرامش به آن‌ها نقش داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران