شتع
لغت نامه دهخدا
شتع. [ ش َ ت َ ] ( ع مص ) جزع کردن از بیماری یا از گرسنگی. ( از اقرب الموارد ). ناشکیبایی کردن از بیماری یا از گرسنگی. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با شتع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در برخی داستانهای قدیمی و محلی، از ویژگیهای سختگیرانه و لجبازی شتع در کارهای کشاورزی به عنوان یک چالش برای روستاییان یاد شده است.
💡 گاهی اوقات در زبان عامیانه برای توصیف افراد بسیار لجباز و نفوذناپذیر، از واژگانی مانند شتع استفاده میشود که بار معنایی منفی و تندی دارد.
💡 در محیطهای روستایی قدیمی، استفاده از شتع برای حمل بارهای سنگین در مسیرهای ناهموار کوهستانی بسیار رایج و ضروری به نظر میرسید.