شاه اباد کرد
متضادها
ویران کرد، نابود کرد
لغت نامه دهخدا
( شاه آباد کرد ) شاه آباد کرد. [ دِ ک ُ ] ( اِخ ) دهی از دهستان سملقان بخش مانه شهرستان بجنورد. دارای 442 تن سکنه. آب آن از رودخانه. محصول آن غلات، بنشن، پنبه، برنج و میوه. شغل اهالی زراعت و مالداری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
( شاه آباد کرد ) ده از دهستان سملقان بخش مانه شهرستان بجنورد سکنه: ۴۴۲ تن آب: رودخانه محصول: غلات بنشن پنبه برنج و میوه شغل: زراعت و مالداری.