شاذر
متضادها
عادی، معمول
لغت نامه دهخدا
شاذر. [ ذَ ] ( معرب، اِ ) معرب چادر. شوذر. ( المعرب جوالیقی ج 2، حاشیه ص 105 ). رجوع به چادر و شوذر شود.
عادی، معمول
شاذر. [ ذَ ] ( معرب، اِ ) معرب چادر. شوذر. ( المعرب جوالیقی ج 2، حاشیه ص 105 ). رجوع به چادر و شوذر شود.