شاحم
مترادفها
چاق، پرچاق، چرب
متضادها
لاغر، نحیف
لغت نامه دهخدا
شاحم. [ ح ِ ] ( ع ص ) پیه خوراننده. ( منتهی الارب ). || پیه فروش. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || پیه دارنده. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
پیه خوراننده یا پیه فروش
چاق، پرچاق، چرب
لاغر، نحیف
شاحم. [ ح ِ ] ( ع ص ) پیه خوراننده. ( منتهی الارب ). || پیه فروش. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || پیه دارنده. ( منتهی الارب ).
پیه خوراننده یا پیه فروش