سیراب گردیدن

مترادف‌ها

سیراب شدن، نوشیدن

متضادها

تشنه ماندن

لغت نامه دهخدا

( سیرآب گردیدن ) سیرآب گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) سیرآب شدن. رفع تشنگی کردن: بیشتر از آن مقدار که بخشکی بدان سیرآب گردد. ( تاریخ قم ص 6 ).

فرهنگ فارسی

( سیر آب گردیدن ) سیر آب شدن. رفع تشنگی کردن

جمله سازی با سیراب گردیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از ساعت‌ها پیاده‌روی طولانی در زیر نور سوزان خورشید تابستان، با نوشیدن یک لیوان آب خنک و گوارا، سرانجام احساس کردم که تمام سلول‌های بدنم به خوبی سیراب گردیده و انرژی دوباره یافته‌اند.

💡 گیاهان پس از هفته‌ها خشکسالی و دوری از بارش‌های آسمانی، با رسیدن اولین باران‌های بهاری و نفوذ آب در عمق خاک، به سرعت سیراب گردیده و دوباره سبز شدند.

💡 روح تشنه‌ی حقیقت پس از مطالعه‌ی کتاب‌های عمیق و تأمل در اسرار هستی، می‌تواند با یافتن پاسخ پرسش‌های بنیادین خود، به معنای واقعی کلمه از دانش سیراب گردیده شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران