سیراب گردیدن
مترادفها
سیراب شدن، نوشیدن
متضادها
تشنه ماندن
لغت نامه دهخدا
( سیرآب گردیدن ) سیرآب گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) سیرآب شدن. رفع تشنگی کردن: بیشتر از آن مقدار که بخشکی بدان سیرآب گردد. ( تاریخ قم ص 6 ).
فرهنگ فارسی
( سیر آب گردیدن ) سیر آب شدن. رفع تشنگی کردن