لغت نامه دهخدا
شادمان گردیدن. [ گ َ دی دَ] ( مص مرکب ) شادمان شدن. رجوع به شادمان شدن شود.
شادمان گردیدن. [ گ َ دی دَ] ( مص مرکب ) شادمان شدن. رجوع به شادمان شدن شود.
شادمان شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من شادمان ز بخت و ز من ملک شادمان من نیکخواه خلق و فلک نیکخواه من
💡 از كسى كه شادمان است و نمى داند خدا از او راضى است.
💡 غم با لطف تو شادمانی گردد عمر از نظر تو جاودانی گردد
💡 خوشحال و شادمان گشت؛ و به نزد حسن و حسين آمد؛ و عزيزانش را از خواب بيدار نمود ولباس هاى عيد را به ايشان پوشاند.
💡 ز شادمانی گفتم چو روی آن دیدم که ای نگار تویی لا اله الا الله
💡 وقتى بر حضرت وارد شدند، او را شادمان و مسرور نيافتند؛ علّت را جويا شدند؟